تبلیغات
** طــلـــبــــه گـــــرجــــــی ** - نفرین ، تاریکی می آورد / داستانی در رابطه با شیخ رجبعلی خیاط


آقای سید ابراهیم موسوی زنجانی می افزاید: در همان دیدار ،شیخ بی مقدمه به مرحوم حاج آقا ضیاءالدین فیض مهدوی فرمودند:

    اینقدر نفرین نکن، نفرین تاریکی می آورد. دعا کن

آن مرحوم هم گفت: اطاعت میشود.

برای من ، این تذکر در خلال مذاکره ای که هیچ ارتباطی به مقدمه و مؤخره آن نداشت ، ابهام آمیز بود.  فردای آن روز، ضمن توضیح جلسه روز گذشته برای همکارم آقای احمد فیض مهدوی، از او پرسیدم : جریان نفرین کردن حاج آقا چه بود؟؟
   
   فرمود: پسرعمویم(حاج آقا ضیاءالدین)فرزندی دارد که دارای افکار توده ای است و ایشان بعد از هرنماز به او نفرین میکند.

اما راجع به قبولی توسل، که شیخ اشاره کرده بود، دو روز بعد وقتی به سفارت عراق مراجعه کردم ، مأمور مربوط تا مرا دید گفت: گذرنامه ات را بده مُهر بزنم. با همان مهر قبلی سلطنتی ، مهر زد و فقط روی مَلِک خط کشید و کلمه جمهوری را نوشت. این عمل مأمور سفارت ، مایه تعجب سایر مراجعان شد و هرطور بود، پس از اخذ روادید (ویزا) بسوی بغداد حرکت کردیم و مشخص شد قبل از من، فقط یک خبرنگار آمریکایی توانسته وارد بغداد شود.

نوشته شده از کتاب کیمیای محبت



طبقه بندی: عرفا و عرفان، 

تاریخ : سه شنبه 27 مرداد 1394 | 04:18 ب.ظ | نویسنده : صادق یسلیانی | نظرات

  • paper | ام جی | سیستان دانلود